ابراهيم عاملي ( موثق )
470
تفسير عاملي ( فارسي )
كنند ولى چرا از هر گروهى دسته اى ز جا نمىخيزند تا [ بديگر جا ، روند و ] دين و دستورهاى آن فرا گيرند و بسوى مردم خود چون باز گردند بيم و نويدشان دهند تا كه شايد آنان [ ز بد ] دورى كنند 123 اى مردمى كه به خدا و پيغمبر گرويدهايد بجنگيد با آن كافران كه نزديك شمايند و بايستى كه از شما درشتى بينند و بدانيد [ كه اين روش نشانه ى پرهيزگارى است و ] خدا با پرهيزگاران است 124 چون دسته اى از اين كافران كه سوره اى ز قرآن فرود آيد [ با يكدگر ] گويند : بكدام شما اين ايمان فزود ؟ البتّه كسانى كه مؤمن شدهاند [ هر سوره كه نازل شود ] ايمان شان فزون و استوارتر گردد و بدان دلشاد شوند 125 و آن كسان كه تيره دلند بر پليدىشان بيفزايد و كافر بمانند تا بميرند 126 مگر نمىبينند كه در هر سالى يكى دوبار [ بجنگ يا رسوائى ] گرفتار مىشوند وز آن پس نه پشيمان مىشوند و نه حقّ به ياد مىآورند 127 و چون سوره اى نازل شود بيكدگر مىنگرند [ و قرآن بفسوس مىگيرند و با يكديگر گويند : ز مسلمانان ] آيا كسى شما را ديد ؟ ز آن پس ز هم جدا مىشوند [ تا كس نه بيندشان و از كارشان آگاه نگردد ] و خدا دلهاشان بگردانده است كه مردمى نادان بوند ، [ چونكه بجلو چشم ببينند ] 128 پيامبرى از خودتان براىتان آمد كه رنج شما بر او گران است و دلبسته بشما است و آزمند برستگارىتان و دل نرم به همه ى مؤمنان باشد 129 اى پيغمبر اگر بيدينان ز تو گريزان شوند بگو : خدا مرا بس بود كه جز او خدائى نيست و او را پشتيبان خود كردم كه پروردگار عرش عظيم و برترين آفريدگان ، او باشد و بس . سخن مفسّرين : « ما كانَ الْمُؤْمِنُونَ لِيَنْفِرُوا » - تا آخر 120 مجمع : اين آيه را سه معنى كردهاند : 1 - ابن عبّاس گفته است : يعنى جايز نيست همه ى مؤمنين بروند بجنگ و پيغمبر را تنها بگذارند و بايستى از هر قبيله عدّه اى بروند و چند نفر هم حضور پيغمبر بمانند تا قرآن و احكام و آداب بياموزند و چون آنها كه رفتهاند برگشتند آنچه از قرآن و وظائف در اين مدّت وارد شده است و فرا گرفتهاند به آنها بياموزند ، و از امام باقر نيز نقل شده است اين دستور موقعى رسيد كه مردم